سایت ایران صنعت
لوگوی سایت ایران صنعت

کــاربر مهمان گـــرامی خوش آمـــدید


قدیمی‌ترین نسخه‌ پزشکی تاریخ

 

سومری‌ها از چندهزار سال پیش از میاد مسیح، تمدن پررونقی را در بین‌النهرین پایه نهاده بودند. بسیاری، آنها پایه‌گذار را نخستین تمدن فرهنگی تاریخ می‌دانند. اما، نخستین شناخت علمی از این تمدن بزرگ، به سال ۱۸۵۰ برمی‌گردد، یعنی زمانی که «هینکس» دریافت که ابداغ خط میخی توسط مردمان این تمدن صورت گرفته است. از این زمان به بعد به تدریج پژوهش‌های باستان‌شناسی دامنه‌داری برای افزایش دانسته‌های ما درمورد سومری‌ها صورت گرفت.

 در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد یعنی پنج هزار سال پیش از این سومریان بر اثر نیازهای اقتصادی و اداری، شیوه نوشتن بر روی الواح گلی را کشف کردند. نخستین کوشش و آزمایش آنان ناهنجار و به صورت خط تصویری بود و از این رو تنها در مسائل بسیار ساده اداری مورد استفاده قرار می‌گرفت.

 ولی در قرن‌های بعدی کاتبان و معلمان سومری به تدریج چنان دگرگونی‌های شگرفی بر این خط وارد ساختند که ماهیت تصویری خود را از دست داد و تبدیل به خط صوتی متعارف گشت. در نیمه دوم هزاره سوم شیوه خط سومری چنان نرم و انعطاف‌پذیر بود که به آسانی پیچیده‌ترین مباحث تاریخی و ادبی را بدان بیان می‌کردند.

 بیشتر الواح کشف شده از سومری‌ها، در واپسین سال‌های قرن نوزدهم از شهری به نام نیپور به دست امد که یکصد و پنجاه کیلومتر با بغداد فاصله دارد. اکثر این الواح هم‌اینک در موزه دانشگاه فیلادلفیا و موزه شرق باستان استانبول قرار دارند.

 سومری‌ها در ابتدا خط میخی نداشتند و از خط تصویری استفاده می‌کردند. در دسترس بودن گل رس در بین‌النهرین، کار سومری‌ها را بسیار آسان می‌کرد، آنها به زودی متوجه شدند که اگر لوحه‌ها را بپزند، ماندگاری آنها بسیار بیشتر می‌شود. اما نوشتن بر لوحه‌های گلین با قلم نی، نمی توانست منجر به ایجاد خطی با پیچیدگی خط مصریان بر روی پاپیروس شود.

 اما در بین الواح سومری غیر از آنهایی که مربوط به ادبیات و افسانه‌های علمی و مسائل اداری هستند، الواح علمی هم می توان پیدا کرد. برای مثال یک پزشک ناشناخته سومری که دراواخر هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌زیسته است، بهترین نسخه‌های خود را به منظور استفاده شاگردان و همکارانش گرد آورد. او لوحه گلی نمناکی به اندازه ۱۵٫۹ در ۹٫۵ سانتیمتر آماده کرد و با خط میخی دوازده نسخه مهم -به زعم خود- را بر آنها نگاشت. این سند پزشکی، قدیمی‌ترین سند و نسخه پزشکی است که بشر یافته است. این لوح به مدت چهار هزار سال، در دل زمین مدفون بود تا اینکه هیئت باستان شناسی آن را یافت و به موزه دانشگاه فیلادلفیا منتقل کرد.

 خواندن این نسخه بسیار دشوار بود و نیاز به تلاش‌ زیادی داشت. پزشک سومری چنانچه از این نسخه برمی‌آید، داروها را مانند همکار امروزی خود از مواد گیاهی و معدنی و جانوری تهیه می‌کرد. از مواد معدنی، کلرید سدیم (نمک طعام) و نیترات پتاسیوم (شوره) را ترجیح می‌داد و از مواد حیوانی، شیر، پوست مار و سنگ لاک‌پشت را به کار می‌برد ولی اکثر داروها از منابع گیاهی اخذ می‌شد. از گیاهانی مانند فلوس، مورد، انقوزه و آویشن و درختانی مانند بید، گلابی، صنوبر، انجیر و خرما در فراهم کردن داروها استفاده می‌کردند. داروهای گیاهی از تخم و ریشه و شاخه و پوست و صمغ درختان تهیه می‌گردید و مانند امروز آنها را به صورت گرد یا جامد نگهداری می‌کردند.

 

تاریخ و تمدن, قدیمی‌ترین نسخه‌ پزشکی

قدیمی‌ترین نسخه پزشکی

 

یکی از نسخه‌ها: ریشه گیاه کاه را بسایید، در آبجو حل کنید، بگذارید مرد بیمار آن را بنوشد و بذر گیاه درودگر، صمغ مرکازی آویشن، بسایید، در آبجو حل کنید، بگذارید مرد بیمار آن را بنوشد.

 یکی از ایرادات این نسخ این است که نسبت مواد سازنده دارو، هیچ جا ذکر نشده است. این مطلب را البته پاره‌ای به خاطر رازداری حرفه‌ای می‌دانند تا مردم عادی و دیگر رقیبان همکار، نتوانند خود دارو بسازند. عده‌ای هم البته معتقدند که در ان زمان کمیت اجزا، زیاد مهم نبود.

 اما مطلب مهم بعدی، این بود که در هیچ جای این الوح پزشکی، اثری از توسل به سحر و جادو به چشم نمی‌خورد. این بدان معنی نیست که در هزاره سوم پیش از میلاد از دعا یا جادو برای معالجه استفاده نمی‌شده. سومری‌ها هم مانند بابلی‌ها به خدایان مرض که به خاطر مجازات گناه، بیماری بین مردم می‌پراکنند، اعتقاد داشتند. آنها به خدایانی شفادهنده هم باور داشتند. سومری‌ها برای خود، خدای نگهبان فن پزشکی هم داشتند.

 شیوه تهیه قطره‌ها، فن پالایش نسبتا پیچیده موارد تشکیل دهنده داروها، توانایی تهیه مواد قلیایی و شوره توسط سومری‌ها نشان می‌دهد که فن داروسازی سومری ها، پیشرفت زیای کرده بود.

 البته نمی توان در مورد میزان شفابخشی این نسخه‌ها اظهارنظری کرد، چون در هیچ جای این الواح نام و علایم بیماری توصیف نشده است تا پزشکان بتوانند در زمینه کارایی نسخ اظهار نظرکنند.

تاریخ ارسال :  1397/10/29     
تعداد مشاهده :15

واحد پول ایران از قران تا ریال


 در فروردین ماه سال ۱۳۱۱ واحد پول ایران از قران به ریال تغییر کرد. قران واحد پول ایران در دوران قاجاریه بود. نام قران کوتاه شده صاحب‌قران است. قران از نقره و به‌صورت سکه‌های ده شاهی (نیم قران)، یک قران، دو قران و پنج قران ضرب می‌شد. با توجه به اینکه قران هزار دینار ارزش داشت در زبان عامیانه، زار (هزار) نیز نامیده می‌شد.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

ایرانیان از دینار به‌عنوان واحد پول استفاده می‌کردند

 

این سنت حتی بعد از تغییر واحد پول ایران به ریال هم ادامه پیدا کرد و سکه‌های دو ریالی و پنج ریالی دوزاری و پنج زاری نامیده می‌شدند. 

دینار واحد قدیمی پول در امپراتوری روم شرقی یا دیناریوس بوده است. مسلمانان پس از فتح روم، دینار را به‌عنوان واحد پول خود انتخاب کردند و حتی امروز نیز در برخی از کشورهای عربی از این عنوان واحد پول استفاده می‌شود.

 

ایرانیان نیز از دینار به‌عنوان واحد پول استفاده می‌کردند، هر چند به تدریج و در اثر تورم، دینار ارزش خود را از دست داد.

ابتدا سلطان محمود غزنوی سکه یکصد دیناری یا صنار را با نام «محمودی» ضرب کرد. همزمان شاهان سامانی نیز سکه‌های ۵۰ دیناری را ضرب و آن را «شاهی» نامیدند.

 

در دوره صفوی، شاه عباس شروع به ضرب یک سکه کرد به ارزش ۲۰۰ دینار یا دو محمودی. این سکه به «عباسی» معروف شد و بسیار مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، به علت رابطه پرتغال با ایران، سکه‌های پرتغالی در ایران رایج شد. این سکه‌ها «رئال» نام داشتند (که هنوز هم واحد پول بعضی از مستعمرات سابق پرتغال، مثل برزیل است). این واحد پول، بر مبنای وزنش، مطابق ۱۱۷۵ دینار در نظر گرفته شد.

 

سکه رئال پرتغال در ایران به‌عنوان ریال رواج پیدا کرد به این ترتیب دولت ایران دست به ضرب سکه‌هایی ریال زد که برای مبالغ بالا به کار می‌رفت. در اواخر قرن هجدهم میلادی، نادرشاه افشار هم یک نوع سکه به ارزش ۵۰۰ دینار ضرب کرد که به اسم خودش «نادری» خوانده می‌شد، اما خیلی زود در فرهنگ عام به جای لفظ نادری، استفاده از لفظ «ده شاهی» (شاهی= پنجاه دینار: ۵۰۰ دینار= ده شاهی) رواج پیدا کرد.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

واحد پول ایران در قدیم

 

در دوران قاجار تومان، قران و شاهی واحدهای اصلی پول ایران را تشکیل می‌دادند. تومان واژه‌ای ترکی است و به معنی ۱۰ هزار که در تقسیمات لشکری هر ۱۰ هزار سرباز، تومان و فرمانده آنها، امیر تومان نامیده می‌شد.

 

فتحعلی‌شاه قاجار برای نخستین بار، تومان طلا را با وزن یک و یک ششم مثقال در سال ۱۱۸۸ هجری خورشیدی ضرب کرد. در این زمان همچنین سکه نقره جدید یا‌‌ همان «قران» نیز متداول شد که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا ۲۰ شاهی بود. این واحد پول بین سال‌های ۱۲۰۳ تا ۱۳۱۰ در ایران رواج داشت. در این دوران همچنین واحد شاهی که به‌صورت سکه‌ای مسی بود نیز رایج بود.

 

ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۹ هجری خورشیدی وزن طلای تومان را کاهش داد و ارزش آن برابر ۱۰ قران نقره شد. واژه ریال که ریشه اسپانیایی و پرتغالی دارد به مفهوم «شاهی» و همچنین نام سکه‌ای نقره‌ای است که در دو کشور مذکور و سرزمین‌های وابسته به آنها رواج داشته و سپس وارد زبان فارسی شده است.

 

ریال که سکه‌ای جهانی و معادل ۱۲۵۰ دینار یا یک هشتم تومان ارزش داشت، برای نخستین بار در سال ۱۱۷۶ هجری خورشیدی رواج یافت. در سال ۱۲۰۳، ریال از رونق افتاد و جای خود را به قران که معادل هزار دینار یا یک دهم تومان بود، داد؛ تا به این ترتیب واحد پول ایران وارد سیستم اعشاری شود.

 

واحد پول ایران در قدیم, آخرین واحد پول ایران

 واحد قدیمی پول

 

اول فروردین ۱۳۱۱ هجری خورشیدی به علت کم شدن ارزش قران و نیاز به واحد پول ساده و قوی، ریال با پشتوانه طلا به‌عنوان واحد اصلی پول ایران قرار گرفت. ریال در اقتصاد ایران تاکنون جایگاه خود را به‌عنوان واحد پول رسمی حفظ کرده است.

 بانک شاهنشاهی که توسط انگلستان تاسیس شده بود، حدود ۴۰ سال، چاپ اسکناس را در انحصار خود داشت؛ تا اینکه در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۹، حق انتشار اسکناس از آن بانک سلب و به بانک ملی ایران واگذار شد. دو سال بعد و همزمان با آغاز سال ۱۳۱۱، واحد پول کشور که از قران به ریال تغییر کرده بود توسط بانک ملی ایران منتشر و ملاک معاملات قرار گرفت. اسکناس‏‌های اولیه به‌صورت ۵، ۱۰، ۲۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۱۰۰۰ ریالی، چاپ شد.

تاریخ ارسال :  1397/10/07     
تعداد مشاهده :15

گزارش کاردار سفارت فرانسه از ایران عصر ناصرالدین‌شاه




گزارش کاردار سفارت فرانسه از ایران عصر ناصرالدین‌شاه

ایران در عصر ناصرالدین‌شاه

 

ژولین دوروششوار در کتاب خاطرات سفر ایران سعی دارد با بیان تجربیات خود از دوران حضورش در ایران تصویری از ایران زمان ناصرالدین شاه ارائه دهد. روششوار در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی یعنی در زمان حکومت ناصرالدین شاه برای اولین بار به ایران سفر کرد. او از جانب دولت فرانسه به ایران فرستاده شده بود تا زمینه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران را بررسی کند و نتایج بررسی‌هایش را در اختیار دولت فرانسه قرار دهد.

 او به مدت شش سال در سفارت فرانسه در تهران کار و مدت کمی هم به‌عنوان کار‌دار سفارت فعالیت کرده است. وی در طول زمان حضورش در ایران به نقاط مختلف کشور سفر کرده است. بنابر یادداشت مترجم این کتاب،روششوار دانش‌آموخته رشته اقتصاد در کشورش بوده و زبان فارسی را پس از ورودش به ایران آموخته‌ است.

 او در ایران به گشت و گذار پرداخته و با این حال که در ابتدا از حضورش در ایران ناامید شده اما پس از آن با علاقه و کنجکاوی به گشت در این کشور پرداخته است: «در آنچه به من مربوط است پس از آنکه به تهران آمدم دستخوش نومیدی شدم؛ اما چون می‌دانستم که باید زمانی کم و بیش دراز در ایران بمانم، نخست برای اشتغال خاطر، آن‌گاه از روی کنجکاوی، و سپس با میل و علاقه فراوان به سیر و گشت و بررسی در این سرزمین، مردم و نهاد‌های آن پرداختم.»

 روششوار در طول سفر خود به شهر‌های گوناگون ایران سفر کرده و از آداب و رسوم، رفتار‌ها، نهاد‌ها و اتفاقاتی که در آن دوران رخ داده سخن‌گفته است. به‌طوری‌که حتی گاه از فساد حکومت و دربار و برخی نهاد‌ها پرده‌برداری کرده است. روششوار در این کتاب بیان می‌کند که حاصل گشت‌وگذارش در ایران دور از انتظارش بوده و او را مجذوب کرده‌است. به بیان وی بیشتر اروپاییان کتابخوان خاورزمین را ترکیه و خاور دور را هندوستان و چین می‌دانند. آنها گمان می‌کنند که جز این سه کشور هیچ نقطه دیگری نیست که به نظر بیاید. اما او پس از گشت و گذار در ایران این نظر را خطایی بزرگ دانسته است.

 به گفته روششوار، تبریز در آن زمان یکی از مهم‌ترین شهر‌های ایران بوده و همه کالاهایی که از اروپا به ایران می‌آمده، از این شهر وارد کشور می‌شده. تبریز هم از نظر جمعیتی و هم از نظر رقم مبادلات بازرگانی بزرگ‌ترین شهر ایران بوده ‌است. اما نویسنده با ناامیدی درباره این شهر می‌نویسد: «من به آینده آن چندان خوش‌بین نیستم؛ زیرا همه چیز نشانه این است که در آینده کالاها از راهروسیه و دریای خزر به رشت وارد خواهد شد که به تهران بسی نزدیک‌تر است.»

 از نظر نویسنده تبریز هیچ ویژگی خاصی ندارد که درخور گفتن باشد. تنها ده بزرگی است که روی یک رشته کوه و فلاتی بلند واقع شده. زمستانی سرد و تابستانی خشک دارد. تنها بناهای قدیمی آن هم ویرانه‌هایی است از یک برج و یک مسجد سلجوقی. تمام ساکنان تبریز ترک هستند و درحالی که زبان رسمی مردم ایران، فارسی است، آنها به زبانی که ریشه ترکی دارد حرف می‌زنند.

 روششوار پس از گذر از تبریز به زنجان رسیده که آن را شهر کوچکی توصیف می‌کند با حدود ده هزار سکنه که در نخستین سال‌های حکومت ناصرالدین‌شاه بابی‌ها در آن شورش کردند و آثار شورش همچنان در این شهر وجود دارد. تنها اثر باستانی این منطقه یک مسجد سلجوقی است. پس از زنجان، به قزوین رسیده ‌است که در گذشته پایتخت ایران بوده. طبق بیانات نویسنده قزوین بیست هزار سکنه داشته و از عهد صفویه مساجد و قصر‌هایی در آن باقی مانده که می‌توان آنها را از زیباترین نمونه‌های سبک معماری خاص خودش دانست.

 «در قزوین خشکبار و برنج تجارت می‌شود و قزوینی‌ها ظروف سفالی زیبایی می‌سازند.» پس از قزوین نوبت به تهران می‌رسد که در زمان حضور روششوار در ایران، پایتخت بوده ‌است. نویسنده در توصیف تهران می‌نویسد تهران شهری جدید است که به هیچ عنوان عظمت و ثروت شهر‌های قدیمی را ندارد؛ اما شهری است که یک اروپایی به راحتی می‌تواند در آن زندگی کند؛ زیرا تقریبا هرچه به آن نیاز دارد در این شهر یافت می‌شود.

 به گفته نویسنده در آن زمان کم و بیش پانصد اروپایی در تهران زندگی می‌کرده‌اند. روششوار پس از خروجش از تهران راهی همدان شده که پنجاه و سه فرسنگ از تهران فاصله داشته‌ است. منزلگاه‌هایی که روششوار برای رسیدن به همدان همراه کاروان در آنها توقف کرده اینها بوده: رباط‌کریم، خان‌آباد، نووران، رزاک و بی‌بی‌آباد. او از مسیر و گرمای هوا گله می‌کند و از دشت‌هایی می‌گوید که تنها خارشتر در آنها روییده‌؛ اما معتقد است که اگر در این دشت‌ها پنبه کشت شود، آباد و ثروتمند خواهد شد.

 روششوار پس از ترک همدان راهی بروجرد شده که برای رسیدن به آن سه روز در سفر بوده. شب اول را در دهی به نام سمنان‌آباد گذرانده و شب دوم را در دولت‌آباد. او در توصیفاتش از بروجرد از رودخانه‌ای سخن می‌گوید که تمام آب آن صرف کشاورزی نمی‌شود، بلکه بخشی از آن در خدمت رنگرزان است که کالای خود را برای شستن و مالیدن و خشک کردن به کنار آن می‌برند. او همچنین از صنعت پارچه کتانی به نام چیت گفته که صنعت متداول در بروجرد است.

 روششوار رویدادی را در بروجرد تعریف می‌کند و به تغییر خود، در این تعریف از خصوصیات اخلاقی ایرانیان هم سخن می‌گوید: «بچه‌ها که لابد تا آن روز هرگز یک اروپایی ندیده بودند، رفته‌رفته گرد آمده به دنبال ما به راه افتادند و به زودی با خودسری و بی‌پروایی در گفتار درباره من و سر و لباسم چیزها می‌گفتند که خدمتکاران مرا خوش نیامد. با آنها حرفشان شد و کار به فحش و ناسزا کشید و چه بسا که چند سیلی و کشیده رد و بدل کردند... خوشبختانه چند فراش حکومت که مرا همراهی می‌کردند پا در میان نهاده، چوبدستی‌ها را به‌کار انداختند و حرمت از دست رفته را به من باز‌گرداندند.»

 پس از پنج روز اقامت در بروجرد عازم اصفهان شده که هشت روز در راه بوده. پیش از ورودش به اصفهان در فکر این بوده که آیا با وجود سختی‌هایی که در این سفر کشیده و ناملایماتی که تحمل کرده آیا نوشته‌های شاردن از اصفهان در مورد زیبایی این شهر صحت داشته؟ نویسنده از مراسم استقبالی که هنگام ورود به اصفهان برایش تدارک دیده شده ابراز نارضایتی می‌کند و معتقد است که پس از ساعت‌ها سفر و خستگی، استقبال نظامیانی که به چاپلوسی می‌پردازند اصلا خوشایند نیست.

 وی پس از ورودش به اصفهان از بازار و آثار باستانی دیدن کرده و به شدت تحت تاثیر زیبایی آنها قرار گرفته‌ است. او هفده روز را در اصفهان سپری کرده و پس از آن راهی یزد شده‌ که در آن زمان بزرگ‌ترین شهر بازرگانی ایران بوده ‌است و به قول نویسنده: «یزد، منچستر ایران است.» نویسنده از شهر میبد که در نزدیکی یزد قرار دارد هم دیدن کرده و پس از بازگشت به یزد به سمت کرمان رهسپار شده ‌است.

 در راه سفرش به کرمان از منزلگاه‌های سریزد، کرمانشاه، انارک، بایاس، کوشکو، بیرام‌آباد، کبوترخان و باغین گذشته ‌است. او در توصیفاتش از کرمان به سفرنامه مارکوپولو اشاره می‌کند که کرمان را شهری دلربا توصیف کرده اما با افسوس اعلام می‌کند که دیگر از آن شهر دلربای مارکوپولو چیزی برجای نمانده. پس از ترک کرمان روانه بندرعباس شده و از زیبایی 

 برای گشت و گذار وارد هرمز شده که آن را شب هنگام ترک کرده و سوار بر کشتی دوباره به بندرعباس بازگشته و سپس راهی شیراز شده‌است. در میانه مسیر به شهر لار رسیده‌است و از حاصل‌خیزی این شهر سخن گفته و آن را حائز اهمیت دانسته ‌است. پس از لار به جهرم رسیده که در آن زمان ده هزار سکنه داشته و پس از آن بالاخره وارد شیراز شده ‌است که آن را کانون شعر و هنر می‌داند و همین‌طور از آن به‌عنوان انبار همه‌گونه کالا برای جنوب ایران یاد کرده.

 در شیراز شخصی به نام دکتر فیکر گرین مهماندارش بوده و تنها چند روزی را در این شهر سپری کرده ‌است که در همان چند روز زلزله‌ای رخ داده و او را ترسانده ‌است. روششوار پس از ترک شیراز از راه اصفهان به تهران بازگشته و پس از مدتی راهی نطنز و کاشان و سپس قم شده ‌است.

تاریخ ارسال :  1397/9/29     
تعداد مشاهده :15

امیرکبیر امروز به صدارت ایران رسید

امیرکبیر امروز به صدارت ایران رسید

62هزار و 91 روز پیش میرزاتقی خان امیرکبیر، مردی که لقب خود را بدرستی معنا کرد به مقام صدارت ایران رسید.

به گزارش ایسنا، میرزا محمد تقی‌خان فراهانی در سال 1186 در روستای هزاوه اراک متولد شد و بواسطه شغل پدر خود کربلایی قربان که آشپز قائم‌مقام فراهانی بود، کودکی خود را در دستگاه قائم‌مقام گذراند و رشد و تربیتی که در چنین فرصتی دریافت کرد، در کنار هوش سرشارش باعث شد که میرزا محمدتقی‌خان در جوانی سمت منشی‌گری قائم مقام را کسب کند.

اولین ماموریت سیاسی میرزا در سن 22 سالگی به عنوان منشی همراه خسرو میرزا به جهت ابراز عذرخواهی پس از قتل گریبایدوف در ایران به تزار روسیه بود، پس از آن در یک ماموریت تشریفاتی همراه ناصرالدین میرزای ولیعهد به ایروان رفت، اما حضور میرزا به عنوان ریاست هیات نمایندگی ایران در کنفرانس ارزنةالروم در سال 1259 برای حل اختلافات مرکزی ایران و دولت عثمانی نخستین ماموریت سیاسی مهم میرزا قلمداد می‌شود که 2 سال به طول انجامید.

next

تاریخ ارسال :  1397/7/28     
تعداد مشاهده :33



هوگو واسال، عکاس فرانسوی سال‌ها خانواده سلطنتی ایران را همراهی و از آن‌ها عکسبرداری کرده است. تاریخ دیده نشده ایران در این گزارش تصویری است که منتشر کرده است:

عکس هایی از خانواده پهلوی , فرح دیبا

عکس فرح دیبا و علیرضا پهلوی را در محوطه کاخ نیاوران نشان می‌دهد که در اواخر آوریل سال ۱۹۷۰ برداشته شده است.

عکس هایی از خانواده پهلوی , فرح دیبا

خانواده سلطنتی سال ۱۹۷۲ در کاخ نیاوران

next

تاریخ ارسال :  1396/4/24     
تعداد مشاهده :571

 

آمار بازدید ها


وبگو | نمایش آمار بازدیدها بدون دیتابیس
» بازدید امروز: 1597
» بازدید دیروز: 6022
» افراد آنلاین این بخش: 22
» ورودی امروز موتور های جستجو: 348
» ورودی دیروز موتور های جستجو: 1499
» بازدید کل: 2059835

مجوز تجارت الکترونیک


مجوز تجارت الکترونیک

مجوز رسانه بر خط


logo-samandehi

ایران صنعت در شبکه های اجتماعی


پرداخت آنلاین شبکه اجتماعی یوتیوبشبکه اجتماعی تویترشبکه اجتماعی فیس بوک
رنگینگ سایت ایران صنعت
pr checker

ایران صنعت: 09106978820


تاریخ :1397/11/02  ساعت:  10:34:20

تمامي كالاها و خدمات اين سایت، داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به ایران صنعت میباشد.