سایت ایران صنعت
سبد خریــــــــــــــــد
ردیف عکس محصول                   نام کالا                   کد کالا قیمت تعداد کل قیمت حذف
1قبمت-فیلتر-ممبران-،-فروش-فیلتر-ممبرات800015318500001850000
بستن
لوگوی سایت ایران صنعت

کــاربر مهمان گـــرامی خوش آمـــدید ورود



پیشرفت زنان در کار

پیشرفت زنان در کار


با تغيير و تحولات اجتماعي، گرايش بيشتر زنان و دختران در امر ادامه تحصيل و حتي پيشي گرفتن آن ها در اين زمينه و از طرف ديگر تغيير و تحولات اجتماعي در جامعه و افزايش تجملات و هزينه هاي زندگي و مشكلات اقتصادي، بسياري از زنان را بر آن داشته كه به اشتغال در بيرون از خانه روي آورند.

حتي در نزد بسياري از دختران، گرفتن حق اشتغال يكي از شرایط مهم هنگام عقد به شمار مي رود چرا كه آن ها نگران اين مسئله هستند كه با وارد شدن به زندگي متاهلي استقلال مالي و شغل خود را از دست دهند. همچنين با تغييرات فرهنگي در جامعه و افزايش آگاهی زوجين تعداد فرزندان خانواده ها كاهش يافته و زنان مثل قبل مجبور نيستند تمام وقت خود را صرف به دنيا آوردن و بزرگ كردن فرزندان متعدد و پشت سر هم بكنند و بنابراین ميزان آرامش شان افزايش يافته است و بهتر مي توانند به خودشان و علايق شان توجه نشان دهند.

next

تاریخ ارسال :  1398/4/17     
تعداد مشاهده :30



خودکشی و مصرف بیش از حد مواد مخدر در 17 سال گذشته افزایش یافته است

7  ژانویه 2019 / Kshitij Jadhav


خودکشی و مصرف بیش از حد مواد مخدر در 17 سال گذشته افزایش یافته است

بحران مواد مخدر سبب تقويت افزايش مرگ و مير در آمريکا مي شود


محققان شواهد مصرف بیش از حد و خودکشی را بررسی کردند و دریافتند که در 17 سال گذشته این مرگ و میر از 14.7 به 33.7 در هر 100000 نفر افزایش یافته است.  این مورد با افزایش تجویز داروهای ضد افسردگی و پس از آن افزایش استفاده از هروئین و سپس تولید غیرقانونی فنتانیل همزمان شده است .

مردان نسبت به زنان نسبت خودکشی ومصرف بیش از حدي كه منجر به مرگ و میر شود ، بیشتر بوده اند. مصرف پيوسته و بیش از حد در مردان سفید پوست با سن بالاي 40 سال با 50 مرگ در هر 100000 نفر بالاترين نرخ را داشت. اما میزان مرگ و میر در میان مردان سیاه پوست ميانسال و بالاتراز مردان سفید پوست افزایش داشته است .

مصرف بیش از حد پيوسته علت شایع تر از خودکشی برای زنان سفید پوست، سیاه پوست یا زنان بومی آمریکایی است. این یک علت برای نگرانی است که نیاز به توجه فوری از طرف سیاست گذاران دارد.

خودکشی و مصرف بیش از حد مواد مخدر در 17 سال گذشته افزایش یافته است


منبع :  ScienceDaily 

ترجمه : سايت ايران صنعت ، ولي اله براتلو


تاریخ ارسال :  1397/10/18     
تعداد مشاهده :62

عوامل خطرساز که تجاوز به شریک در سنين نوجواني را پیش بینی می کنند

4 ژانویه 2019  /   Kshitij Jadhav

 عوامل افزایش خطر ابتلا به سوء استفاده از شریک نوجوان مشخص شده است

عوامل افزایش خطر ابتلا به سوء استفاده از شریک نوجوان مشخص شده است


محققان متغيرهاي پيش بيني كننده خشونت جنسي در اولين ارتباط دختران نوجوان را شناسائي كرده اند كه شامل عوامل اختلاف سني زياد، وضعیت اجتماعی اقتصادی پایین ، سوء استفاده فیزیکی و استفاده از زور و خشونت مي باشد .

 محققان در 148 کالج بین زنان سنين 18 تا 24 ساله که حداقل یک رابطه خشونت آميز قبلی را تجربه داشته اند ، مصاحبه کردند. افراد مصاحبه شده متعلق به یک دانشگاه، یک دانشکده و انجمن اجتماعی با دو سال سابقه که به زنان جوان کم درآمد خدمت می كردند.

 عوامل افزایش خطر ابتلا به سوء استفاده از شریک نوجوان مشخص شده است

این مورد تضاد دارد با اين تفكر افكارعمومی که خشونت جنسی اولین رابطه در زندگی زنان جوان اتفاق نمی افتد.


منبع : Michigan State University 

ترجمه : سايت ايران صنعت ، ولي اله براتلو

تاریخ ارسال :  1397/10/17     
تعداد مشاهده :39

چرا بعضي ها دوست دارند و بعضي ها نيز از جمعه سیاه نفرت دارند ؟


26 نوامبر 2018

 Kshitij Jadhav


 چرا بعضي ها دوست دارند و بعضي ها نيز از جمعه سیاه نفرت دارند ؟

خصوصيات شخصیتي خرید ، جمعه سیاه را تعیین می کنند


محققان در تلاشند تا بدانند چرا برخی از مردم از هیجان خرید جمعه سیاه لذت می برند، در حالی که برخي ديگر از آن رنج می برند. در حالی که برخی از جستجوها  برای معامله مشابه آن است كه آنها آموزش مي بينند براي مسابقه بزرگ ، در حالي كه ديگران در محدوده امن خانه های خود از خريدشان خوشحالند و اينکه هیچ کس به فضای شخصی آنها حمله نمی کند.

در حال حاضر، محققان می گویند که دو نوع خریدار وجود دارد، يكي خريداران متمركز بر شغل و ديگري  خريداران اجتماعی. در حالی که خریداران متمركز بر شغل ، حتی با يك مشت از خریداران دیگرطيف جمعيتي را تشكيل مي دهند  و تصور مي كنند كه آنها ممكن است مانع خريد شوند ،  خريداران اجتماعی در واقع با وجود مصرف کنندگان دیگر انرژی می گیرند. این خریداران  به فضای شخصی نیاز ندارند و وقتی دیگران در اطرافشان هستند احساس هیجان بیشتری می کنند .

 چرا بعضي ها دوست دارند و بعضي ها نيز از جمعه سیاه نفرت دارند ؟

با توضيحات ذكر شده ، شما جزء كدام طبقه هستيد ؟


منبع :   The Conversation  

ترجمه :سایت ایران صنعت -  ولي اله براتلو   

تاریخ ارسال :  1397/9/06     
تعداد مشاهده :44

گزارش از خیابانهای جنوب تهران: پرسه اشباح سرگردان در پایتخت!



اخبار اجتماعی ,خبرهای اجتماعی, اشباح  
پارچه کثیفی را که روی سرش کشیده، کنار می‌زند و می‌گوید: «خواب بودم به من نرسید!» یکی فریاد گنگی می‌کشد: «اون پتو رو بده من یخ زدم.» صدای زمزمه آهنگی خراباتی از لای بوته‌ها می‌آید: «دمت گرم چه جنسی داشت.» صدای مشتری‌های جدید که با موتور وارد پاتوق می‌شوند چرت چند نفری را که به دیوار آجری تکیه داده‌اند پاره می‌کند: «پایپ، پایپ فروشی!» شیشه‌های براق زیر نور تیر برق وسط پارک شوش می‌درخشد.

 یک شب پاییزی سری می‌زنم به خیابان مولوی و میدان محمدیه و شوش تا ببینم با شروع فصل سرما کارتن خواب‌ها چگونه روزگار می‌گذرانند. بخشی از جامعه که در کوران مشکلات اقتصادی بیش از همیشه فراموش شده‌اند.

 ساعت از یازده شب گذشته که با گروهی از جمعیت «طلوع بی‌نشان‌ها» وارد پارک شوش یا انبار گندم می‌شوم. قطره‌های باران، در شلاق باد سوزناک، شلخته می‌بارند.

  کارتن خواب‌ها مثل اشباحی سرگردان از تاریکی بیرون می‌آیند تا ظرفی غذای گرم بگیرند. از همان ابتدای پارک پراکنده روی صندلی‌ها نشسته‌اند. زن و مردی تنگ هم روی صندلی مشغول کشیدن شیشه‌اند. مردی که توی آلاچیقش روی زمین سرد خوابیده، با سروصدای نایلون غذا دست دراز می‌کند و غذا می‌خواهد اما نای بلند شدن ندارد. مردان و زنانی که معلوم نیست از کجا می‌آیند و کجا ناپدید می‌شوند. هرچه جلوتر می‌روم تعدادشان بیشتر می‌شود.

 غذایی بر می‌دارد و خودش سر حرف را باز می‌کند با چشمانی قرمز که انگار چند سانتی از حدقه بیرون است: «تو این شبای سرد راه رفتن بهتر از نشستنه. هیچ‌کس هم نیست جای غذا دوتا پتو برای ما بیاره. مردیم از سرما!»

 می‌پرسم چند سال است که می‌کشی؟ می‌گوید: «مواد مخدر مغز آدمو زایل می‌کنه. چند سال؟ نمی‌تونم حساب کنم. شاید 10 سال، چه می‌دونم 8 سال؟ ولی22 ساله مواد می‌زنم.» چی می‌زنی؟ می‌گوید: «4 مواد اصلی هروئین، تریاک، شیره، شیشه. اصلاً هرچی گیر بیاد می‌زنم. دست رد ندارم.»

 پرسیدن از نوع موادی که می‌زند برای او مثل این است که از من بپرسند چه چیزی می‌خوری؟ خب معلوم است نان، برنج، گوشت یا حتی سبزیجات. یکدفعه می‌ایستد و آنقدر سرفه می‌کند که نفسش بند می‌آید. روی سکوی دور حوض پارک می‌نشیند.

 انتهای پارک جای متفاوتی است. تعداد زیادی گوش تا گوش دیوار و روی چمن‌ها دراز کشیده‌اند، راه می‌روند، حرف می‌زنند، انگار نه انگار ساعت از 11 شب گذشته. زنی با صورت روی زمین افتاده یا دراز کشیده. فروشنده‌ها با پایپ و جیب‌های پر به استقبال آمده‌اند. اما تا نایلون‌های غذا را می‌بینند همه چیز عوض می‌شود. سعی می‌کنند رسمی حرف بزنند و تشکر کنند. هرقدم که جلوتر می‌رویم ازدحام بیشتر می‌شود: «آقا یه غذا هم به این خواهر ما بده!»، «آقا من اولین باره غذا برمی‌دارم!»

 اینجا همه چیز آزاد است؛ خرید و فروش انواع مواد مخدر و مصرف در هرگوشه‌ای از خیابان. به هرطرف که نگاه می‌کنید آتش فندک‌ها را می‌بینید که زیر پایپ‌ها سوسو می‌زنند. دوری در پاتوق می‌زنم. پیرمردی با ریش بلند که به صورتش چسبیده دستم را می‌گیرد و می‌گوید: «آقا این شب‌ها هوا خیلی سرده پتویی چیزی همرات نیست بهمون بدی؟ کاش هیچوقت زمستون نشه!» به نایلون غذاها نگاه می‌کنم و چیزی ندارم که به او بدهم. مردی لاغر معلوم نیست از کجا می‌رسد و دستش را می‌گیرد و با خنده می‌گوید: «تو باید بری استوا زندگی کنی.» باهم پشت درختی می‌نشینند و مشغول می‌شوند.

 از پاتوق که بیرون می‌رویم همان زنی که با صورت روی زمین افتاده بود کنج دیوار نشسته. صورتش را پشت کلاه بلوز مندرسش پنهان می‌کند تا لابد دندان‌های نداشته‌اش را نبینم. صورت پرچروکش را و چشم‌هایی که نمی‌تواند بیش از چند ثانیه باز بماند: «خیلی سردمه. چیزی همرات نیست به من بدی؟ کاپشن نداری؟ دلم می‌خواد حموم برم، پول ندارم. حموم 10 هزار تومن می‌خواد، ندارم.» می‌پرسم خیال ترک کردن نداری؟ می‌گوید: «شما فکر کن ندارم! الان بگو می‌تونی به منی که قصد ترک ندارم خدمات بدی؟ ما باید تند تند حموم بریم که مریض نشیم. باید لباس گرم داشته باشیم. زمستون شده؟»

 پاتوق قصد خلوت شدن ندارد. همین‌طور آدم است که پیاده یا با موتور وارد و خارج می‌شوند. زندگی شبانه اینجا پررونق‌تر از هرجای دیگر تهران است. زن و مرد و پیر و جوان با تیپ‌های مختلف به پاتوق می‌آیند تا شب‌شان را بگذرانند. پسری جوان با کاپشن و شلواری تمیز و مرتب به دیوار تکیه زده و خونسرد پک می‌زند و برای اطرافیان نیمه خوابش سخنرانی بی‌سرو تهی می‌کند. زن جوانی کنار چند مرد نشسته که پایپ را دست به دست می‌کنند.

 وضعیت در خیابان مولوی هم دست کمی از گوشه پارک شوش ندارد. آنها همه جا هستند در هرکوچه که سر بچرخانی گروه زیادی دورهم نشسته‌اند و آتش روشن کرده‌اند تا شاید گرم شوند. سر خیابان می‌ایستم و می‌خواهم گپی بزنم. دو مرد روی سکوی مغازه‌ای نشسته‌اند؛ یکی مشغول کشیدن است و دیگری خیلی حوصله حرف زدن ندارد. او که خودش را ورشکسته یک تولیدی لباس معرفی می‌کند، می‌گوید: «15 ساله کنار خیابون می‌خوابیم. البته چون شوفاژ داریم گرمه.» دائم سعی می‌کند چشم در چشم نشویم و انگار لبخند تمسخرآمیزی هم روی لبش گیر کرده: «اینجا هم خونه و زندگی ماست، فقط جاش عوض شده. قبلاً داخل بود و گرم، الان بیرونه و سرد. هزینه‌ها هم بیشتره. راستش رو بخوای نه مواد می‌زنم و نه علاقه‌ای دارم فقط گاهی مجبورم از یکی بگیرم و بفروشم که اون هم از رو نداری و گشنگیه، وگرنه من کجا و این زندگی کجا. واسه خودمون کسی بودیم. الان رو نبین!»

 نگاهی به داخل کوچه می‌کنم. هرکس گوشه‌ای دراز کشیده. یکی روی سکوی مغازه، دیگری روی دریچه‌هایی که باد  نه چندان گرم پارکینگ زیرزمینی از آن بیرون می‌زند. چند نفر دور آتش نشسته‌اند. چند زن هم‌ بین جمعیت می‌چرخند و... اینجا تهران آنهاست.

همین‌طور که حرف می‌زند مرد بغل دستی از جیبش اسکناسی 10 هزارتومانی در می‌آورد و کف دستش می‌گذارد. پول را می‌گیرد و سیگار تعارف می‌کند: «ارزش این تجربه‌هایی که ما تو این خیابونا به‌دست آوردیم خیلی زیاده، باید پول بدی تا بهت بگم. چون زندگیت رو نجات میده. شاید یه روزی تو هم مثه من به این روز افتادی، خدارو چه دیدی...» شاهزاده تاریکی می‌زند زیر خنده طوری که یعنی وقت خداحافظی است. به راهم ادامه می‌دهم. خیابان‌ مولوی آنقدر شلوغ است و معتاد و کارتن خواب دور آتش‌ها جمع شده‌اند که راه رفتن در پیاده رو را سخت کرده. باور اینکه ساعت از 12 شب گذشته سخت است.

 کمی جلوتر، دور میدان محمدیه ماشین‌های زیادی در ضلع شرقی پارک شده. انگار بازارچه‌ای شبانه برپا شده باشد. کنار دیوار همه آزادانه مشغول کشیدن و خرید و فروش مواد هستند. باد سوزناکی می‌وزد و ماشین‌های گشت دور میدان چرخی می‌زنند و می‌روند. کار از دستبند زدن و جمع کردن گذشته و انگار دیگر این شکل از زندگی شبانه در جنوب تهران، رسمیت پیدا کرده است. بیش از این نمی‌توانم سرما را تحمل کنم، به خانه برمی‌گردم.

تاریخ ارسال :  1397/8/29     
تعداد مشاهده :22
دیگر مطالب مرتبط با موضوع : اخبار اجتماعی


آخرین مقالات ارسالی

دستگاه تی دی اس متر(TDS)

دستگاه پی اچ متر دیجیتال

دستگاه الکترولیز

هدایت سنج آب,EC متر

محافط برق ساختمان

دستگاه تصفیه آب

فیلتر های دستگاه تصفیه آب

رسوب گیر پکیج، آبگرمکن

فتومتر پرتابل دیجیتال

دماسنج دیجیتال

تصفیه آب آکوا لایف

تی دی اس متر مدل HM

مولتی متر دیجیتال

فیلتر این لاین تصفیه آب

ph متر خاک

ph متر، ph سنج

تعمیر یخچال،تعمیرات یخچال

ابزارآلات صنعتی

تصفیه آب،تصفیه آب RO

قطعات برق و الکترونیک

Tds متر

پی اچ متر ارزان

سه راهی و محافظ برق


فروشگاه اینترنتی ایران صنعت ،بررسی انتخاب و خرید آنلاین

آمار بازدید ها


وبگو | نمایش آمار بازدیدها بدون دیتابیس
» بازدید امروز: 1079
» بازدید دیروز: 35374
» افراد آنلاین این بخش: 9
» ورودی امروز موتور های جستجو: 224
» ورودی دیروز موتور های جستجو: 0
» بازدید کل: 1306252

مجوز تجارت الکترونیک


مجوز تجارت الکترونیک

مجوز رسانه بر خط


logo-samandehi

ایران صنعت در شبکه های اجتماعی


پرداخت آنلاین شبکه اجتماعی یوتیوبشبکه اجتماعی تویترشبکه اجتماعی فیس بوک

ایران صنعت: 09106978820


تاریخ :1398/4/25  ساعت:  08:42:54

تمامي كالاها و خدمات اين سایت، داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبسایت متعلق به ایران صنعت میباشد.